مادر بزرگ
خانه کاهگلی کجاست؟
اگر زمانی،دلت برای آن بام های برآمده و گنبدی تنگ شد
اگر دلت خواست در حوض کوچک زیر شیر آب کوتاهش صورتی به آب بزنی
اگر مشامت ﭘر شد از بوی پهن"خانم حنا"ها و هیچ گوساله ای ندیدی
اگر هوای دلهره تاب خوردن بین درختان بلند توت به سرت زد
اگر دلت لک زد برای خوابیدن در پشه بندهای بزرگ در حیاط قدیمی
و اگر خواستی کنجکاوی مهار نشدنی ات تو را در شکوفه های رنگارنگ بهار باغ گم کند و سایه درختان انجیر و انار برایت لالایی بخواند...
باید راه گورستان آشنای "کهن آباد" را پیش بگیری و
تنها به بغضی کوتاه قانع باشی؟!